پسرم به سرعت بزرگ میشد
سلام پسر نازم تو خیلی سریع داشتی رشد میکردی و اذیتات هم کم نبود . گاهی اینقدر وحشتناک جیغ میزدی که خودتو کبود میکردی من که از جیغای تو هل میشدم نمیفهمیدم که چه جوری شال و کلاه میکردم و با بابایی میاوردیمت بیرون تو ماشین تا شاید ساکت شی. یک ماهه بودی که رفتیم مشهد خدارو شکر اونجا زیاد اذیت نکردی و شبها راحت میخوابیدی ولی وای وقتی برگشتیم جیغ جیغات بدتر شده بود منم یه روز که دیگه حسابی با گریه هات بی حوصله ام کردی رفتم و پستونکی رو که روی سیسمونیت بود و خیلی بزرگ بود آوردمو گذاشتم تو دهنت خیلی خوشت اومد شروع کردی به مکیدن و بعدشم خوابت برد. البته بابایی وقتی اومد و دید پسرش پستونکی شده کلی غر غر کرد منم گفتم باشه بهش پستونک نمیدم ولی به شر...
نویسنده :
مامان صدف
3:56






