پسرم به سرعت بزرگ میشد
سلام پسر نازم
تو خیلی سریع داشتی رشد میکردی و اذیتات هم کم نبود . گاهی اینقدر وحشتناک جیغ میزدی که خودتو کبود میکردی من که از جیغای تو هل میشدم نمیفهمیدم که چه جوری شال و کلاه میکردم و با بابایی میاوردیمت بیرون تو ماشین تا شاید ساکت شی.
یک ماهه بودی که رفتیم مشهد خدارو شکر اونجا زیاد اذیت نکردی و شبها راحت میخوابیدی ولی وای وقتی برگشتیم جیغ جیغات بدتر شده بود منم یه روز که دیگه حسابی با گریه هات بی حوصله ام کردی رفتم و پستونکی رو که روی سیسمونیت بود و خیلی بزرگ بود آوردمو گذاشتم تو دهنت خیلی خوشت اومد شروع کردی به مکیدن و بعدشم خوابت برد. البته بابایی وقتی اومد و دید پسرش پستونکی شده کلی غر غر کرد منم گفتم باشه بهش پستونک نمیدم ولی به شرط اینکه امشب خودت نگه اش داری اونم گفت معلومه که نگهش میدارم ولی شب که شد هنوز یه ٥ دقیقه ایی از جیغ زدنات نگذشته بود که بابایی داد زدو گفت پستونکشوووو بیاااااااااااااااار!!


پسرم برای اولین بار بدون جیغ جیغ خوابی
بله و این بود جریان پستونکی شدن شما و به قول بابا اولین پستونکت که تو یک ماهگی خوردی مال رده ی سنی ١٠ تا ١٢ سال بود ودیگه هیچ پستونک کوچکتریو هم قبول نکردی


پسرم به سرعت بزرگ میشد
