ایلیاایلیا، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 9 روز سن داره

دنیای زیبای مادرانه

روز تولدت و زمینی شدنت

1391/3/8 5:07
نویسنده : مامان صدف
330 بازدید
اشتراک گذاری

پسر کوچولوی ناز من اینجوری بود که بالاخره روز به دنیا اومدنت بعد از کلی انتظارای طولانی رسید شاید باورت نشه ولی اون روز با وجود اینکه بعد از عمل سزارین خیلی خیلی درد داشتم بهترین روز زندگیم بود و هست. لحظه ایرو که آوردنت و توی بغلم گذاشتنت رو نمیتونم توصیف کتم فقط میتونم بهت بگم که بی اندازه ازت ممنونم.

 صبح روز 25 مرداد ساعتای 7 صبح رفتیم بیمارستان(شب قبلش تا صبح نخوابیدم و از خوشحالی ثانیه هارو میشمردم) تا کارای پذیرش و مراقبتای قبل از عملو انجام دادن ساعت حدود 9 شد و ساعت 10 هم قرار بود دکترم بیاد اون چند ساعت خیلی به نظرم زود گذشت و وقتی که بهم گفتن برای رفتن به اتاق عمل آماده شو ترس تمام وجودمو ورداشت توی راه به بابایی گفتم بعد از عمل دلم میخواد فقط خبر سالم بودن بچه رو ازت بشنوم و با توکل به خدا رفتم توی اتاق عمل با دیدن خانوم دکترم با اون لبای سبزو چکمه نمیدونم چرا یاد قصابا افتادمنیشخند

وقتی روی تخت دراز کشیدم به گفته مادرجون شروع کردم به حمدو قل هو الله خوندن که دیگه چیزی یادم نمیاد به جز اینکه احساس درد خیلی شدیدی زیر دلم داشتم بعدش صدای بابایی رو شنیدم که اومده بود بالای سرم و بهم میگفت صدف خوبی؟ بچمون سالمه م خیلی خوشکله چونش شبیه منه و دهنش شبیه تو !!!!

منکه توی حال خوابو بیداری بودم پرسیم حالش چه طوره ؟ بابایی گفت خوبه خیلی گریه میکنه بعدش منکه نفسم به شماره افتاده بود زدم زیر گریه ولی اینقد دردم شدید بود که نفسم داشت بند میومد بابایی کفت بابا جان از گرسنگی داره گریه میکنه اینطور که معلومه خیلی شکموه

نمیدونم چهقدر طول کشید تا اومدم توی بخش صدای گریه تو وقتی از توی راهرو میگذشتم شنیدم اوردنت و گذاشتنت توی بغلم و تو هم مثل این قحطی زده ها شروع کردی به شیر خوردن و بعدش آروم شدی پسر عزیزم به این دنیا خوش اومدی قلبماچایلیل بعد از خوردن اولین شیر

ایلیای نازم با وزن ٤٥٠/٣ و قد ٥٣ متولد شد

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مریم مامان ملینا
8 خرداد 91 12:27
فداش بشم چقدر ناز خوابیده... حتما حسابی سیر شده لالا کرده منتظر عکسای جدیدتم ایلیاجون