ایلیا و اعتصاب شیر
با خوردن پستونک خیلی از مشکلات کمتر شد و ما راهی برای آروم کردنت پیدا کرده بود ولی بازم روزایی بود که پستونکم جواب نمیداد و فریادای تو به آسمون میرسید و منو بابا بدو بدو میومدیم تو ماشین تا تو آروم بشی دیگه دکتری نبود که نبرده باشمت تمام آزمایشها و سونوگرافیهارو هم انجام دادیم خدارو شکر هیچ مشکلی نبود و دکترا میگفتن چون تو ماشین آروم میشه دردی نداره و فقط دردری شده!
شیرم که درست و حسابی نمیخوردی بعد از واکسن 2 ماهگیت به طرز عجیبی جیغ میزدی که دلم برات ریش میشد و منم باهات گریه میکردم دیگه با من قهر کردی و شیرمو تو بیداری نمیخوردی و فقط تو خواب میخوردی دیگه نمیدونستم چیکار کنم اینقدر شیر زیاد داشتم که همیشه لباسام خیس بود ولی تو خیلی کم میخوردی و من مجبور بودم شیرمو بدوشم و بریزم بیرون آخه شیشه هم نمیگرفتی حتی دکترت خیلی تعجب کرده بود و میگفت که چشمت زدن و بهت شربت خواب آور میداد تا بخوابی و حداقل تو خواب شیر بخوری پسرم که به سرعت داشت وزن میگرفت و تقریبا هر ماه1 تا یک و نیم کیلو وزن میگرفت و تو 4 ماهگی رسید به 8کیلو و نیم دیگه وزن اضافه نکرد و به قول دکترش اعتصاب شیر کرده بود مامانی هم که داشت از غصه دق میکرد چاره ای جز غصه خوردن و کنار اومدن با این قضیه نداشت 

ایلیا در اعتصاب شیر


ایلیا و اعتصاب شیر
